Saturday, August 11, 2007

نکات مختصری پیرامون مبحث پیشنهادی تارنمای پندار

*****************************************************************************

دخترک افغانستانی
پای سرد و بی کفشت روز زمستانی
آبله دستت با عرق پیشانی
زیر افتاب تابستانی
دانه خوبیست بهر گرگ های بارانی

که رسند به لقمه نانی
دخترک افغانستانی
میدانم که تو خوبتر میدانی

تو داناتر از آنانی که گویند نمیدانی
اسم تو ، رنج تو ، ستم بنام فرهنگ بتو
دست آویز تمسا هایست که بتو اشگ میریزند
تو باز استوارتر از کوه
با تکیه با مخرویه های پر اندوه
مثل یک ایینه میمانی
که از تمام کین ها عکسی بدل نمیمانی

دخترک افغانستانی
تو مثل خورشید گرم میمانی
که بر بامت ابر را گذری نیست
تو مثل دریا پر تلاطم میمانی
که در بسترت کاه را جای نیست
دخترک افغانستانی!
بله دستت با عرق پیشانی
دانه خوبیست بهر گرگ های بارانی
تا برسند به لقمه نانی


شاهرخ پژمان
دهم اگست 2007


نیواورلیان – ایالات متحده امریکا

Thursday, August 2, 2007

کار و بار دنیا افـــــــــسانه ای بیــــش نیســــــــت
من کیم ازکجا امده ام بهانه ای بیــــــــــش نیســــت
سالها ادم دنـــــبال ره بود چــون نیافــــــــــــــــت
این بــبافت و نقشه بیراهــــــه ای بیش نیـــست

*********************
دی دیـــــــدم که محــــــــــــــــتسب دره بدست امــد
یک جهان حـــیله در اســــــــــــــتین وسرمست امد
بدل صــــــــــــــــد افرینش کردم و بخود نفریـــــــن
که عـــــــــــــــقل و احساس چرات پیوست امـــد
******************
دیشب به سختی ز میــــــــــــــخانه برون کردم سر
گفتم یا مزدا چرا ست این و ان سر نوشتم را مقدر
ناگاه ز کف میــــــــــــــــــخانه برون امد نوایــــــی
مـــیگفت معـــــذور بدار هم بی مایه و هم بی هــــنر
****************
زاهــــــــــد گویمت پیاله بگیر و صنم به می بشوی
لب بنه بر لــــــــــبش و ببند ایـــــــــمان به تار موی
یقـــــــــــین که با ظاهر دین و خنجر اســــــــــــتین
گسسته شود ایمــــــــــانت گر ببندیش به کـــــــــوی
***************
گویـــــــــــــــند ما ز سر زمین کان و زریــــــم
تــــــــــــــمام دنیا را به مشت خاکش نخریـــــم
عجبــــــم اید این گفـــــــــــــته و این کــــــرده
بینم که بجهان بهـــــــــــر لقمهِ نان در بدریم

شعر از شاهرخ پژمان

Tuesday, July 31, 2007




  1. لرزش دل کبوترک "شعر"
  2. غزل زیبایی از حافظ
  3. چند رباعی




Monday, July 23, 2007

مادر Mother

مادر
مادر ای حریم امن هستی من
مادر ای تکیه گاه لحظات سستی من
تو خالق منی
با تو از خالق همه بینیازم
با خاک قدمت قبله میسازم
اسم تو اسم اعظم من
مهر تو کلمه قسم من
با تو همیشه با عرش برابرم
بی تو عین فرش روی درم
لطف وجود تو، مایه وجود من
نوازش نیمه شبی تو ، پایه صعود من
برای تو ای خدای من
ای موجود برتر
ای درخت همیشه پر ثمر
دنیا را سراسر ا عبادتگاه میسارم
کهکشان ها را سر بسر عرش مصلی میسازم
روز تو روز تولد خررشید
روزتو روز طلوع امـــــید
درروز تو اسمان ها را آذین میبندم
با عشق تو در برروی کین میبندم



شاهرخ پژمان -نیواورلیان امریکا
**************************************************************



میهنم! ا
میدانمت ، ای قصهِ ناخوانده

قصه پُر غصهِ آبای منی
میسرایمت ، ای غزل عاشقانه
ترکیب نغزاز پشتون و تاجیک و ترک و هزاره
مصراع هر آیهِ باور های منی
گرشکستی و ریختی و سوختی
پیوندت میزنیم
ازهزاره و ترک و تاجیک و پشتون
ترکیب گوشت و پوست و خون و استخوان
تار دوختت میتنیم
میهنم !ا
ای اواز شکسته در حنجره
ای آه سرد پشت پنجره
تا آبی خروشان دریا ها
تا کران بیکران کهکشان ها
با تمام وجودم فریادت میزنم

با تمام وجودم فریادت میزنم


شاهرخ پژمان - امریکا


********************************************************************************


پدرم!ا
ای الگوی کردار نیک
وای زردشت من
به پاکی اتش میستایمت
پدرم
ای خاطره ساز خاطرم
وای اتشکده من،
به صفایی نور میجویمت
پدرم !ا
ای روح القدس من
وای رمز وجودی وجود من
بسان عیسی با نخست سخنم میگویمت
که مولای منـــــی
تو اول و انتهای منی
!پدرم
ای محور ثبات من
وای خورشید ذات من
هردم چون قمر میپویمت

شاهرخ پژمان -نیواورلین -امریکا

***********************************************************************************


خاطره یک عشق
باز حس غریب با تو بودن
از تو شنفتن و در تو شگفتن
از تارو پودم سر میزند
طعم شیرین لبان تو
هرم گرم نفس پیچان تو
جاذیه چشمان تو
لذت عصیان شبهنگام تو
در سکوت تنهاییم در میزند
ای حس گنگ ار کجایی؟
از کدامین سیاره میتابی ؟
باز آهنگ چون سروش تو

چهره گلفروش تو
در ایینه پندارم پر میزند
ای حور بهشتی خدا را دمی
اینجا دوزخ ماست کرمی
بارا و مرا زین دوزخ برهان
یا جلوه از خاطر ما کن دمی نهان

شاهرخ پژمان
شیکا گو –امریکا جمعه 15 جون 2007